مقاله
ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱  کلمات کلیدی:

تاکید پیامبر و ائمه بر مسواک زدن

شاید برایتان جالب باشد که بدانید در حدود 110 حدیث مختلف در خصوص مسواک زدن، در کتب حدیث آمده است. محتوای بیشتر این احادیث، بر نقش مسواک در حفظ سلامت دهان و دندان و لزوم توجه و استفاده مردم از آن تاکید می کنند. نکاتی که امروز برای ما کاملا بدیهی به نظر می‌رسد، اما برای اقوام عرب در هزار و پانصد سال پیش کاملا آموزشی و مفید بوده است. این احادیث علی رغم متن ساده، توصیه های مفیدی در خود دارند که بسیاری از آنها امروزه توسط دندانپزشکان به بیماران توصیه می شوند.

اهمیت مسواک زدن و رعایت بهداشت دهان

حضرت محمد(ص) می‌فرماید: "دندان ها که صاف و زیبا هستند، در اثر جویدن غذا، آلوده می شوند و کم کم بوی دهان تغییر می یابد و ایجاد فساد در قوای دماغیه می نماید. وقتی که انسان مسواک نماید، فساد از بین می رود و دندان دوباره تمیز و پاکیزه می گردد."

پیامبر(ص) می فرمود: "اگر برای مردم دشوار نبود در هر نماز، مسواک زدن را واجب می کردم."

پیامبر اکرم(ص) فرموده اند: "جبرئیل همواره مرا به مسواک زدن سفارش می‏کرد تا جایی که گمان کردم آن را واجب خواهد ساخت."

رسول الله(ص) فرموده اند: "به مسواک  زدن امر شدم آن گونه که ترسیدم بر من فرض گردد."

امام حسین(ع) چنین می‌فرمود: "پدر ما به ما دستور می داد بعد از خلال دندان ها، سه مرتبه آب را در دهان بگردانیم و دور بریزیم (مضمضه کنیم ). سپس آب را بیاشامیم."

پیامبر(ص) فرمود: "مسواک زدن، اقتضای فطرت انسان است."

توصیه به مسواک زدن

اما رضا(ع) فرمودند: "دو رکعت نماز که بعد از شستن و مسواک نمودن دندان خوانده شود، از هفتاد رکعت نماز بدون مسواک بهتر است."

امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: "مسواک زدن سبب جلب رضایت و خشنودی خداوند و اجرای سنت پیغمبر است و وسیله خوشبویی دهان و دندان است."

توصیه به استفاده از خلال دندان

پیامبر(ص) می‌فرماید:  "دندان های خود را خلال کنید، زیرا خلال کردن جزء نظافت است و نظافت نشانه ی ایمان است و شخص با ایمان داخل بهشت می شود."

پیامبر گرامی اسلام برای وادار کردن همه مردم به نظافت دندان و دهان می فرمودند: "یکی از حقوقی که مهمان به گردن میزبان دارد این است که میزبان برای او چوب خلال دندان را در وقت غذا خوردن آماده کند."

توجه اسلام به جزئیات بهداشتی تا این حد بوده که به ما اجازه نداده با هر چیزی، یا با هر چوبی خلال کنیم. در یک روایت آمده است که :"خلال کردن با هر چیزی، موجب فقر است."

امام رضا(ع ) نیز می گوید: "با چوب درخت انار و شاخه های ریحان خلال نکنید، زیرا این هر دو سبب تحریک رگ جذام می شوند." 

فواید مسواک زدن:

امام صادق(ع ) می فرماید: "مسواک  نمودن 12 فایده دارد:

ـ مسواک زدن پیروی از سنت پیامبر است.

ـ دهان را پاک می کند.

ـ سبب ازدیاد نور چشم می شود.

ـ باعث خشنودی خداوند می گردد.

ـ باعث سفید شدن و زیبایی دندان می شود.

ـ از پوسیدگی دندان ها جلوگیری می کند.

ـ لثه را محکم می سازد.

ـ اشتها را زیاد می نماید.

ـ بلغم را از بین می برد.

ـ حافظه را تقویت می نماید.

ـ حسنات انسان را در پیشگاه خدا زیاد می کند.

ـ فرشتگان نیز خرسند می شوند." 

روش مسواک زدن

امام رضا(ع) می فرمود: "زیاده روی در مسواک زدن، باعث صدمه به مینای دندان و سست شدن ریشه های آن می شود."

نقش مواد قندی در تخریب دندان

امام رضا(ع) می فرمایند: "هر کسی مایل است دندان هایش سالم بماند، شیرینی را بعد از خوردن مقداری نان مصرف کند، زیرا نان در دهان خمیر می شود و این خمیر، گودال ها و حفره های مینا را پُر می کند. در این صورت، شیرینی هیچ گونه تاثیر سوئی بر روی دندان ها نخواهد گذاشت." 

و نیز می‌فرمایند: "یکی از هوس های مضری که زیان فوق العاده ای به سلامت و استحکام دندان ها وارد می سازد، هوس خوردن شیرینی است که راه را بر روی بیماری های دندان می گشاید."

خوردن شیرینی ها، امروز در کشورهای متمدن جهان زیاد شده است و یکی از علل عمده امراض دندان است

جنس مسواک

امام هشتم(ع) می فرماید: "بهترین چوب برای مسواک، چوب درخت اراک است، زیرا این چوب، دندان ها را جلا می دهد و دهان را خوشبو می کند و لثه ها را محکم کرده و نیز از پوسیدگی جلوگیری می نماید؛ و این فواید در صورتی است که مسواک زدن با اعتدال و میانه روی همراه باشد."

چوب اراک؛ معادلی برای مسواک و خمیر دندان های امروزی

اعراب برای مسواک زدن و پاکیزگی دندان‌ها، از چوب درخت اراک استفاده می‌کردند. درخت اراک در مناطق بیابانی می‌روید.

اراک شبیه درخت انار است و در تمام مدت سال سرسبز است. شاخه‌های آن باریک و گرد و برگ های آن به خاطر وجود ماده روغنی سبز رنگ، درخشان است، و شیره ای به رنگ زرد مایل به سبز روشن از آن خارج می شود.

لایه داخلی چوب این درخت از الیاف سلولزی تشکیل شده است. الیاف بر اساس نظامی دقیق در کنار یکدیگر مرتب شده اند و در کنار هم کامل ترین مسواک طبیعی را تشکیل می دهند.

علاوه بر این، چوب درخت اراک حاوی مواد مختلفی است که در جلوگیری از پوسیدگی دندان، استحکام ‌بخشیدن به ساختار دندان، حفظ سلامت دندان و لثه، سفید کردن دندان و خوشبو کردن دهان کاملا موثر است.

(www.tebyan.net)

تغذیه در آموزه های مذهبی اسلام

گروه های اصلی "هرم غذایی"

"ما در کتاب آفرینش بیان هیچ چیز را فروگذار نکردیم." (سوره انعام / آیه 38)

از ابعاد اعجاز آمیز قرآن این است که بر همه علوم مختلف که عقل و علم بشر هنوز به آن دست نیافته است، احاطه دارد.

اولیای گرامی اسلام نیز در 14 قرن قبل، نکات دقیق بهداشتی، تغذیه ای و طبی را به پیروان خود خاطر نشان کرده و برای درمان مردم از آنها استفاده کرده اند. خداوند در قرآن کریم در آیات متعددی (118 آیه) در مورد تغذیه با ما سخن گفته است. از جمله در آیه 88 سوره مائده آمده است:

"از آنچه خدا روزی شما قرار داده است؛ حلال و پاکیزه بخورید."

روایات و احادیث متعددی نیز از ائمه معصومین (علیهم السلام) در این رابطه بیان شده است. در روایتی امام محمد باقر(ع) غذا را نیاز طبیعی هر فرد می دانند و می فرمایند: "خدای بزرگ آدمی را میان تهی (دارای شکم) آفرید و ناگزیر خوراک و آب می خواهد." (کافی جلد 6 ص 287)

امام صادق(ع) در حدیثی به مقوله غذا و خوردن آن و تقسیم بندی مواد غذایی به حلال و حرام، بر اساس مبداء تولید آنها اشاره نموده اند: آنهایی که از زمین روییده و خارج می شوند و آنهایی که از حیوانات فراهم می شوند.

آنهایی که از زمین خارج می شوند به سه دسته: حبوبات و غلات ، میوه ها و سبزیجات تقسیم بندی شده که مطابق با تقسیم بندی در کتب علمی جدید است. همچنین در این راستا موضوع "هرم غذایی " نیز مورد توجه قرار گرفته است.

این مقاله به بیان برخی از آیات و روایاتی که درباره ی 5 گروه اصلی "هرم غذایی" (که هر گروه قسمتی از نیازهای بدن را تأمین می کنند) هستند، می پردازد.

 گروه نان و غلات

"تن آدمی بر نان استوار شده است." (امام صادق(ع) کافی ج 6 ص 287)

"خدایا به نان ما برکت ده و میان ما و آن جدایی مینداز که اگر نان نبود نه می توانستیم روزه بگیریم؛ نه نماز بخوانیم و نه دیگر واجبات پروردگار خویش را به جای آوریم." (پیامبر اکرم (ص)؛ کافی ج 6؛ ص 2877)

"اصل معاش آدمی و زندگی او، نان است و آب." (امام صادق(ع) بحار ج 3 ص 87)

 سبزیجات

" و زمین را شکافتیم و در آن دانه ها، انگور ، سبزی های خوردنی، زیتون، خرما ، باغ های درخت و میوه و علف را رویانیدیم تا شما و چهارپایانتان از آنها بهره ببرید." (سوره عبس آیات 26تا 32)

"هر چیزی را زینتی است و زینت سفره، سبزی است." (امام صادق(ع)؛ بحار ج 66 ص 199)

 میوه ها

" و اوست که باغ هایی نیازمند به داربست و بی نیاز از داربست را آفرید و درخت خرما و کشتزارهایی با طعم های گوناگون و زیتون و انار، همانند و در عین حال ناهمانند، آفرید، تا وقتی ثمره آوردند از آنها بخورید و در روز درو، حق آنها را نیز بپردازید و اسراف نکنید که خدا اسراف کاران را دوست ندارد." (سوره انعام آیه 141)

"مرد باید از هر میوه ای (میوه متداول) برای خانواده اش تهیه نماید" (امام صادق (ع) کافی جلد 5 ص 511)

 شیر و لبنیات

"برای شما در چهارپایان، عبرتی است. از شیری که در شکمشان هست سیرابتان می کنیم و از آنها سودهای بسیار می برید و از آنها می خورید" (سوره مومنون آیه 21)

"شیر بخور چرا که گوشت می رویاند و استخوان را محکم می کند." (امام صادق(ع) کافی ج 6 ص 336)

"پنیر، لقمه غذایی خوبی است." (امام صادق (ع) وسایل الشیعه ج 17 ص 94)

"چنانچه مسلمانی ضعف بدنی پیدا کرد، لبنیات را به همراه گوشت (یا کباب) بخورد، زیرا خداوند در آنها موجبات توانمندی و نیرومندی را قرار داده است." (حضرت علی(ع) بحار ج 66 ص 69)

 گوشت

" و چهار پایان را آفرید، در حالی که در آنها برای شما، وسیله پوشش و منافع دیگری است و از گوشت آنها می خورید." (سوره نحل آیه 5)

" اوست که دریا را رام کرد تا از آن گوشت تازه بخورید و زیورهایی بیرون آورید و خویشتن را بدان بیارایید و کشتی ها را ببینی که دریا را می شکافند و پیش می روند تا از فضل خدا روزی طلبند؛ باشد که سپاس گویید." (سوره نحل آیه 14)

" خوردن گوشت موجب ازدیاد و تقویت قوای بینایی و شنوایی و نیز قوت می شود." (امام صادق(ع) کافی ج 5 ص 511)

" بر شما باد خوردن ماهی که اگر بی نان بخورید کافی است و اگر با نان بخورید گواراست." (امام موسی کاظم (ع) بحار ج 65 ص 207)

امید است با فراگیری آیات و تفاسیر این کتاب آسمانی و تفکر و تعمیق در آن، قدر و منزلت آن را هرچه بیشتر بدانیم.

مهندس مسعود خباری

تاثیر نماز بر تعادل ناقل های عصبی

در قسمت اول این مقاله درباره ی دستگاه عصبی انسان و نقش "ناقل های عصبی" در سلامت روحی و جسمی انسان مطالبی را گفتیم. همچنین بیان کردیم دانشمندان با بررسی و مطالعه ی ناقل های عصبی توانسته اند برای بسیاری از مشکلات روحی(مثل افسردگی)، داروهای شیمیایی پیشنهاد نمایند و این مطالعات همچنان ادامه دارد.

دین اسلام نیز نه تنها این اکتشاف بزرگ را تایید می کند، بلکه قرن ها قبل و در زمان تکمیل خود، یعنی ظهور اسلام از آن مسئله علمی اطلاع داده است.

 به عنوان مثال، در این مورد قضیه ناقل های عصبی را بررسی می کنیم:

1- قرن ها قبل از آن که غربی ها، انسان های خطا کار را بیمار بدانند، قرآن مجید در آیات متعددی، از گناهکاران با عنوان کسانی که در قلب هایشان مرض وجود دارد، یاد کرده است(از جمله در آیه 126 سوره توبه، آیه 12 سوره احزاب و آیه 9 سوره بقره) و معصومین بزرگوار(ع) نیز با همین دیدگاه با هر بدی که از انسان سر می زند، به صورت یک بیماری، برخورد نموده اند. تا جایی که حضرت علی(ع) از رسول اکرم(ص) با عنوان "طبیب دوار بطبه" یعنی پزشکی که برای درمان بیماری های بشر فرستاده شده است، یاد می کند.

غربی هایی که ارائه تئوری "انسان بیمار" به جای "انسان بد" را به خود نسبت می دهند، فراموش کرده اند که خودشان تا همین قرن های اخیر، حتی بیماران روانی خود را نه بیمار، بلکه دیوانه(اسیر دیو) و مجنون(جن زده) به حساب می آوردند و از طریق شلاق زدن و جن گیری و ... قصد نجات آن ها را داشتند و تازه، چند دهه است که نه تنها دیوانه ها، بلکه اشخاص خطا کار را هم بیمار به حساب می آورند.

اسلام، علاوه بر بیمار دانستن گناهکاران(که به آن اشاره شد) اشخاص به ظاهر دیوانه را نیز از قرن ها پیش، بیمار تلقی می کرده است. در خبر است که روزی عده ای از اصحاب، مردی را به پیامبر(ص) نشان دادند و گفتند: او دیوانه است! حضرت محمد(ص) پاسخ فرمودند: به او دیوانه نگویید، او بیمار است. دیوانه کسی است که خدای را نشناسد.

درست به دلیل همین دیدگاه مترقی اسلامی است که در تاریخ طب، نخستین کسی که به معالجه دقیق جسمی در بیماران روانی اقدام کرده است، حکیم ابوعلی سینا، پزشک عالیقدر شیعه است.

2- در رابطه با این که "انسان روح است یا جسم" نیز دین مبین اسلام، با صراحتی باور نکردنی، در آیات شریف قرآن، به هر آن چه که غرب در عصر انفجار علوم، ادعای کشف آن را دارد، اشاره نموده است. قرآن مجید، با این که وجود و حضور روح را امری حقیقی در انسان به حساب آورده است: "فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین(سوره ص، آیه 72)"، اما از طرفی، بررسی و کسب اطلاعات کامل درباره ی روح را از حدود دانش کم بشری، فراتر دانسته است و آن را صراحتا "من امر ربی" یعنی "امری از امور مربوط به ذات اقدس الهی"، اعلام کرده است:

"و یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا(سوره اسراء آیه 85) ای پیامبر از تو پیرامون روح می پرسند، پس بگو روح از امور مربوط به پروردگار من است و خداوند از دانش، جز اندکی به شما عطا نکرده است."

به این ترتیب آیین مقدس اسلام با این که هرگز بررسی پیرامون روح را توصیه نمی کند، با توصیه های مؤکد انسان ها را به سیر در آفاق و انفس، و تفکر و تعقل و کسب علم و دانش، از جمله درباره ی مسائل جسمی بشر، تشویق می کند. پس واضح است غربی هایی که اسلام را به خرافات پرستی و موهوم بافی پیرامون روح محکوم می کنند تا چه حد با نظریات اسلام پیرامون روح و جسم بیگانه اند.

و شاید برای این ها بسیار جالب باشد، اگر کشفیات جدید علمی خود را مثلا در پرتو نظریات یکی از بزرگ ترین فلاسفه اسلامی بیابند:

صدر المتألهین، ملاصدرا که با اتکای به قرآن و معصومین(ع) و با تداعی از سایر فلاسفه متقدم خود به یکی از برجسته ترین و جهان شمول ترین فلسفه های بشری، در قرن یازدهم هجری دست یافت، در کتاب گرانقدر"اسفار اربعه" به شرحی در مورد ارتباط جسم و روح می پردازد که با کمترین تفاوتی، یادآور نظریات جدید علمی بشر درباره ی ناقل های عصبی است. حکیم ملاصدرا در شرح "تئوری حرکت جوهری" و جمله ی مشهور خود پیرامون نقش انسان (جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء) می فهماند که جسم مادی انسان، رفته رفته آن قدر کامل می شود و پیچیدگی می یابد تا سرانجام به درجه ای می رسد که یک حالت غیر مادی و غیر جسمانی تام می شود و آثار منسوب به روح از قبیل اندیشه، اراده و ... مربوط به این درجه والاست.

در فرضیه ناقل های عصبی نیز دیدیم که پیچیدگی و تکامل فوق العاده سلول های عصبی، منجر به حالت های منسوب به روح می شود؛ مثلا علم امروز ثابت کرده است که هر صد میلیارد سلول دستگاه عصبی انسان در فرآیند "تفکر" ایفای نقش می کنند.

3- درباره آن قسمت از نظریات پژوهشگران غربی که تعادل ناقل های عصبی را غایت آرزوهای بشر و کلید رسیدن به مفهوم انسان سالم و ایجاد مدینه فاضله و جامعه سالم می دانند نیز اسلام و به خصوص تشیع، از قرن ها پیش نظری مشابه داشته است. علمای شیعه قوای اساسی موجود در انسان را سه نوع می دانند:

- قوه شهویه

- قوه غضبیه- قوه عقلیه

و قوه دیگری موسوم به  "قوه عدلیه" را تنظیم کننده و متعادل کننده این سه قوه تلقی می کنند و توجیه می کنند که چنان چه هر کدام از سه قوه بالا، از حدود عدل خارج شوند و به افراط یا تفریط کشانده شوند، باعث بروز بدی و خطاکاری و بیماری در انسان می شوند.

بدین ترتیب شیعه حتی در مسائل انسان شناسی، به اساسی ترین اعتقاد خود پس از"توحید" یعنی "عدل" جلوه خاصی می دهد و بیان می کند که در بدن انسان، چنان چه عدل به طور کامل برقرار باشد، انسان به مفهومی بس والا و مافوق تصور که همانا نزدیک شدن به مرزهای عصمت و تخلق به اخلاق الهی است، نائل می شود.

و این مفهوم نه تنها تمام ویژگی های توصیفی غرب برای انسان سالم را در بردارد، بلکه انسان را در موقعیتی بی نهایت متعالی و برتر، برای زندگی سعادتمندانه در دنیا و آخرت قرار می دهد.

بر این اساس، وجود "عدل در درون انسان" از نظر شیعه، همان مفهوم "تعادل ناقل های عصبی" در دستگاه مغز و اعصاب، برای علم امروز بشر را بیان می دارد.

اما در این میان راه حلی که غرب برای رسیدن به تعادل ناقل های عصبی پیشنهاد می کند، با آن چه که اسلام بدان سفارش می نماید، بسیار متفاوت است. در دیدگاه جبرنگر و ماده گرای غرب، انسان باید فعلا دست روی دست بگذارد و به انتظار بنشیند، تا بالاخره روزی که شاید قرن ها بعد باشد، فرا برسد و در آن روز دانش پزشکی، اعلام کند که بالاخره مواد شیمیایی لازم برای برقراری تعادل بین ناقل های عصبی به طور کامل شناسایی و تولید شده اند و هر انسانی که عارضه بد، یا حالت نامطلوبی در خود احساس می کند، به پزشک مراجعه کند و آمپول یا قرص ضد دروغ، ضد شهوت، ضد خودخواهی، ضد حسد، ضد حرص و .. را دریافت کند!؟ اما هیچ بعید نیست که تا آن زمان همه ملاک های ارزشی که فعلا برخی از آن ها برای وجدان اخلاقی غربیان معروف و مطلوب هستند، تبدیل به منکر و نامطلوب شوند. چه تضمینی هست که مثلا در قرن بیست و دوم میلادی، دزدی و دروغ همچنان صفات بدی محسوب شوند؟ مگر نه این است که در همین عصر حاضر هم دزدی و دروغ جزء لایننفک بسیاری از فعالیت های بشری شده است!؟

اما در دیدگاه معنویت گرای اسلام و به خصوص با جهان بینی مبتنی بر اختیار شیعه، انسان می تواند خود، راسا و مقتدرانه در برقراری عدل در وجود خود( یا همان ایجاد تعادل ناقل های عصبی) یعنی زدودن همه خطاها و انحرافات و منکرات از زندگی خود، قیام کند و بدون هیچ انتظار یا دست روی دست نهادنی، همه صفات نامطلوب و رذایل اخلاقی خود را با ملاک ارزش گذاری دین، یک به یک، از سر راهش بردارد و به آرامش مطلق و سلامت ابدی، در دنیا و آخرت نائل شود، زیرا در این راه، دین به انسان ابزارهای توانمندی بخشیده است که صد البته در راس این ابزارهای ترقی و تعالی، نماز جای دارد.

نماز تعادل بین ناقل های عصبی را به بهترین و مطلوب ترین شکل ممکن در بدن انسان برقرار می سازد و نه تنها از او انسانی به تمام معنا سالم، در ابعاد جسمی و روانی و اجتماعی پدید می آورد، بلکه او را به مرزهای مفهوم متعالی "انسان کامل" نزدیک می کند